!sms!

نازي نازي شيپيشات منو كشته ..

منتظر نظراتتون هستم جيگر هاي دل و وقلوه
اين روزها گاهي ابر مي شوم و مي بارم بر دلتنگي هايم، گاهي سخن عشق مي گويم و دلم سنگين است
از اين غم ها . اشک در سکوت شب چه الماس گرانبهاي است. شبي در لحظه ي باران به پاي بوسي
عشق مي روم با نگاهي خيس و قلبي شکسته با يک بغل آرزو و اميد . بي تو چه سخت است عاشقانه
سرودن. بي تو اسيرم در کوچه باغ هاي پاييز و در هم شکسته ام از سکوت پاييز و زردي رنگ ها و
اينجا ست كه گره مي زنند غم هاي دنيا بر سينه عاشق و گره مي خورد تمام نغمه هاي عشق با من و
عشق به بي نهايت مي رسد در نگاهی خيس .........، دلم سنگين است از اين همه غم . درهم شکسته ام
و دل سوخته ام و حال ديگر درماني نيست بايد رفت........... 


+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:3  توسط بابک
|